کرونا ما را به خانه بازگرداند؛ تنها کانون امنی که اکنون داریم !

خرید بک لینک

سالهاست که نهادهای آموزشی در جامعه ی ما ، دیگر نمی توانند رضایت عمومی و یا اکثریتی از اقشار مختلف را به خود جلب نمایند؛ خیلی از خانواده ها، دیگر مثل گذشته اطمینان کاملی به سیستم آموزشی مدارس فرزندانشان ندارند و با وسواس برنامه های آن را دنبال می کنند و بعضا" به آن نقدهای زیادی دارند.

بر خلاف گذشته که خانواده ها به شدت تحت تأثیر مدرسه بودند، اکنون این کانون خانواده است که به مرور، تعیین کننده ی اولویتها و جنس آگاهی های مورد نیاز رشد و پرورش فرزندانش می باشد.

در واقع خانواده امروزی با دسترسی به اطلاعات وسیع و گوناگون تا حد زیادی می تواند از لحاظ سرمایه های آموزشی و تربیتی از مدرسه بی نیاز شود؛ چنانکه شاهدیم در همین روزهای اخیر با تعطیلی مدارس و خود قرنطینگی مردم، خانواده ها با انگیزه ی بالا، تمام نیرو و توان خود را برای آموزش فرزندان خود در خانه به کار می گیرند.

آموزش در خانه ، پدیده ای جدید یا نادر در جهان نیست. تا پیش از انقلاب صنعتی اینگونه آموزش در جهان رواج داشت، ولی پس از آن و در اواخر قرن نوزدهم در اروپا و سپس در آمریکا دولت، مسئولیت آموزش کودکان را به عهده گرفت و آموزش اجباری و مدرسه ترویج شد، این رویه در ایران با تأسیس مدرسه ی دارالفنون در سال 1228 ه.ش آغاز شد. مهم ترین کارکرد این نظام آموزشی، درونی کردن نظم و انضباط و ایجاد مهارتهای پایه مورد نیاز دانش آموزان برای ورود به یک جامعه ی شهری و همنوایی با قوانین حاکم بر آن بود؛ کارکردی که به قیمت ایجاد ترس و نگرانی کاذب در ذهن دانش آموزان به دست آمده و غالبا" هم به سرکوب شدن استعدادها و خلاقیتهای آنها می انجامد.

این نظام آموزشی اجباری در مدارس سالهاست که از سوی محافل علمی و برخی از خانواده ها در کشورهای پیشرفته به چالش کشیده است و تلاش می شود که آموزش درخانه به عنوان نظامی جایگزین یا حداقل مکمل به کار گرفته شود.

طرفداران نظام آموزش در خانه به نکاتی از جمله افزایش تعاملات والدین با فرزندان و نزدیکی بیشتر آنها به یکدیگر اشاره می کنند که تأثیر زیادی در سبک زندگی آنها درآینده دارد. آموزش در خانه به والدین این مجال را می دهد هم باتجربه های منفی کودکی خود در مدرسه و خانواده کنار بیایند و هم به نحوی با کودکانشان رفتار کنند که دوست داشتند در دوره کودکی با خودشان رفتار شود. در این فضا بخاطر نبود نظام سخت انضباطی مدرسه، آزادی عمل کودکان بیشتر است و در یادگیری مشارکت فعال دارند و منبع درسی منحصر به کتاب درسی نیست.

مرور این دلایل ساده شاید ذهن ما را نیز متوجه محاسن مشابهی نماید که آموزش در خانه برای خانواده ها به ارمغان خواهد آورد، ضمن اینکه ما را در گیر این پرسش اساسی می نماید که چه الزامی وجود دارد به سیستم آموزشی موجود تن دهیم ؟ و اساسا" چرا علیرغم آگاهی از نواقص بی شمار و ناکا رآمدی آن در کمک به تأمین نیازهای مختلف فرزندانمان -برای برخورداری از یک زندگی موفق و رضایت بخش- همچنان سرسختانه به آن باور داریم؟

این روزهای کرونایی با به دست دادن فرصت در خانه بودن، شاید برای ما این ره آورد را داشته باشد که دوباره به خانواده به عنوان امن ترین جا یی که داریم باز گردیم و توانایی های خودمان را به عنوان والدین باور کنیم و فرزندانمان را در فضایی آزاد؛ بدون استرس نمره و انضباط، همراه با نشاط ، خودباوری و احساس رضایت تعلیم دهیم . ما باید به آنها کمک کنیم تا بتوانند دست از مسابقه ی بی پایان و و رنج آور(( اول شدن)) بردارند و در عوض با مشارکت در موقعیتهای معنا دار زندگی، خود را توانا سازند؛ توانایی که زمینه ساز تعاملات سالم با دیگر افراد جامعه

خواهد شد.

24اسفند 98

روزنامه ارمغان بیداری


کویریات...

ما را در سایت کویریات دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 101 تاريخ: چهارشنبه 3 ارديبهشت 1399 ساعت: 1:34

صفحه بندی