پایین بودن میزان اعتماد بنفس در میان زنان، عدم وجود هم صدایی و گاها" تقابل و رقابت منفی میان آنها و نیز بی انگیزگی در پیگیری حقوق اجتماعی اشان از سویی و خلاء فرهنگی در پذیرش مناسب و در خور توانمندی های زنان از سوی دیگر، توأمان بستر بروز بی عدالتی ها و تبعیض های مختلف در حوزه زنان را فراهم و موجب استمرار آن در جامعه بوده است.
نتایج یک طرح پژوهشی با عنوان «مسائل زنان و مطالبات آنان از دولت و نهادهای مسئول» که توسط معاونت امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری، در سال 1394 اجرا شده است، نشان میxadدهد که نزدیک به نیمی از زنان ریشه مشکلات خود را فرهنگ و عرف جامعه عنوان نموده اند. وجه دیگری از ریشه مشکلات در نظام قانونی و حقوقی موجود است. قوانین و نظام حقوقی که در واقع شکل مشروعیت یافته فرهنگ و عرف جاری است و از جانب بخش دیگری از زنان به عنوان ریشه مشکلات قلمداد میxadشود. این دو عامل اظهار شده، هر دو همزمان در محیط های اجتماعی و شغلی، بروز تبعیض ها و بی عدالتی ها را نسبت به زنان رقم می زنند.
قرائن و شواهد نشان می دهند که غالب بودن فضای بی عدالتی و تبعیض حتی در نهادهای علمی و آکادمیک نیز کاملا" مشهود است و باید اظهار تأسف نمود که اکنون، جمعیت فعال زنان در حوزه های مختلف فرهنگی، علمی و اجتماعی بعد از گذشت سالها همچنان فاقد موقعیت تثبیت شده و مستقل از مردان بوده و در غالب موارد در حوزه های مختلف به عنوان زیر مجموعه و دستیار به فعالیت مشغول هستند.
نگاهی اجمالی به سیاستهای کلان کشور بیانگر این واقعیت است که در طی دهه های گذشته با به قدرت رسیدن هر گفتمان سیاسی، برنامه ریزیxadهای جدید و مصوبات قانونی متناسب با آن در حوزه زنان در دستور کار قرار داده شده است و بدیهی است که فقدان وجود یک نگاه جامع و رویکرد واحد و فرا جناحی، عمده ترین مانع در پیگیری مطالبات ضروری در حوزه زنان بوده است.
در این میان نکته قابل تأمل اینست که خود کنشگران سیاسی زن نیز در این عرصه، غالبا"در معادلات سیاسی و جناحی، هضم شده و عملکردی خنثی دارند و چه بسا در بزنگاهها، برای حفظ منافع و مصالح یک جناح سیاسی ، از حقوق و مطالبات زنان به راحتی کوتاه بیایند. بنابراین در چنین شرایطی به طور طبیعی فعالیت و کنشxadهای سیاسی آنها نه تنها در جهت پیگیری موضوعی به نام عدالت جنسیتی نیست بلکه دربسیاری از موارد در خلاف جهت آن و به نوعی اجحاف به زنان محسوب می شود.
بنابراین اگر چه نمی توان از فعالیت تعداد معدودی از زنان در قالب نماینده و مسئول و مشاور و ... در فضای سیاسی کشور چشم پوشی نمود اما تجربه چند دهه ی این قشر از زنان نشان می دهد که جمعیت اندک آنها نه تنها امکان و قدرت نمایندگی نیمی از افراد جامعه را ندارند بلکه در غالب اوقات خود به عنوان ابزاری برای جلب نظر موافق جامعه زنان و همراهی اشان با شرایط ناعادلانه موجود عمل می کنند.
یادداشت من در
روزنامه ی ارمغان بیداری-7 اسفند
کویریات...
ما را در سایت کویریات دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 122 تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 16:56